ساعت ۸ بود که با اجازه عمو لک لک از توی لوله بخاری رفتم توی خونه مامان و بابا . البته عمو لک لک عقیده داشت برای برگشتن اونا زوده ولی من اصرار داشتم زودتر برم توی خونه . دلم برای مامان و بابایی تنگ شده بود و عجله داشتم زودتر ببینمشون .

خیلی منتظر شدم ... اینقدی که خوابم برده بود!! که صدای باز شدن در رو شنیدم . گوشامو تیز کردم ببینم مامان و بابا چی میگن ٬ بالاخره من دخترم یا پسر :

بابا : دیدی بهت گفتم حالا زوده

مامان : آخه اونبار خودش گفت که با شنیدن صدای قلبش بهمون میگه دختره یا پسر !

بابا : به هر حال فرقی نمیکنه . دختر باشه یا پسر فقط سالم باشه .

مامان خندید و با شیطنت گفت : فرقی نمیکنه سالم باشه ٬ پسر باشه !Smiley

هردو خندیدند ٬ بازم طبق معمول نفهمیدم چرا خندیدند ...

مامان میگفت دکتر گفته مردادماه یه سونوگرافی سه بعدی هم جنسیت بچه رو مشخص میکنه و هم سلامتش رو . که بازم من نه فهمیدم سونوگرافی یعنی چی و نه سه بعدی و نه اینکه بچه چیه؟

- عمو لک لک سونوگرافی یعنی چی ؟

- عموجان توی این سونوگرافی که گفتی عکس شما نشون داده میشه و مشخص میشه که شما سالمی یا نه و همینطور اینکه پسری یا دختر .

***

بابا میگفت اینجوری که نی نی وبلاگ نوشته حالا همه فکر میکنن که قراره یه ماهه دیگه دنیا بیاد ٬ حضور همه خوانندگان وبلاگم باید عرض کنم خیر ٬ بنده در حدود یکماه دیگه قراره روح و جسمم یکجا قرار بگیره . به قول آدم بزرگا روح در جسمم دمیده بشه . بنده دقیقا منفی شش ماهمه !

ضمناً از همه عمو ها و خاله هایی که لطف کردن و بلاگ منو خوندن و برای من پیغام گذاشتن  تشکر میکنم .Smiley


نوشته شده در پنج شنبه ۰۱ تیر ۱۳۸۵ و ساعت 11:56 توسط : رادین درانی