شلام شلام .

بالاخره منم ساعت ۹:۳۰ امروز صبح به دنیا اومدم . اما خیلی خستم.

آخه مامانی و بابایی که خواب نداشتن دیشب نذاشتن منم بخوابم.

شنیده بودم وقتی من بدنیا میام مامانی خوابه و چشاش بستس ام چشاش باز بود و داشت حرف میزد. اخه بی حسی موضعی شده بود.

بعدشم که داشتن منو میبردن اطاق نی نی ها باباییو دیدم که دویید ازم عکس گرفت اما نتونستم خوب ببینمش که . آخه با دوربینش یه نوربالایی زد که من چمشامو بستم.

خلاصه امروز خیلیا رو دیدم مامان بزرگی ها و بابا بزرگی و دایی پژمان و یه سری فامیل. عمه ملیکا و بقیه هم بعد از ظهر میان.

فعلن اومدم عکسمو بذارم تا به روز ترین نی نی باشم.

راستییییییییییییییییییییییییییییییی

اگه گفتین اسمم چیه؟

اسم من رادین هستش RADIN

رادین یعنی رادمرد

تازه تمام حروف فامیلیم هم توشه

رادین درانی RADIN DORRANI

اینم عکسمه که بابایی ۵ دقیقه بعد از عمل گرفته

اول اینو ببینین چش نخورم

نی نی هنگام عمل

خوب حالا هم عكس خودمو ببینین

به دنیا اومدن رادین كوچولو

دیگه باید برم اطاقی كه مامانی بستریه

بعدشم برم نذارم دایی و بابایی پرستارو بزنن

آخه پرستاره محكم زد پشتم گریه منو درآورد.

این زیر هم ۲ تا عکس تر تمیز ترم رو براتون میذارم.

بوس بوس


نوشته شده در یكشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۵ و ساعت 13:12 توسط : رادین درانی