خب شما راست میگین دیر آپدیت کردم ٬ آخه خسته بودم خب نگا کنین

میبینید چه خسته ام !!!

بعدشم اینکه فقط توی نی نی های بلاگر یه با معرفت بود که اونم مانی جونمه

من و مانی !!!

هی من گفتم الان نی نی ها میان !!! الان میان !!! خبری نشد که نشد

منم دیدم اینطوریه خوابیدم

من خوابم توی بازارچه !!! به كارتم توجه كنید !!!

البته یه مامان نی نی هم اومده بود که نی نی نداشت .

مامانی بهش گفت هیراد جون برنامه آینده هستش ؟!! یعنی چی نمیدونم

بازارچه خیریه طبق موعد مقرر برگزار شد و هرکی نیومد از دستش رفت

بهم گفتن که گزارش بازارچه رو توی بلاگ حامی خواهند نوشت .

****

همونطور که گفتم من دو ماهه شدم .

رز كجایی منم جك !(این یك قسمت از فیلمنامه تایتانیك بودش !)

اما توی این ده روز اخیر که آپدیت نکرده بودم شیرینکاری های زیر رو انجام دادم :

۲۳ بهمنماه : دیگه از این روز عکسای مامانی و باباهی رو روی دیوار مامان زری اینا شناختم و   بهشون لبخند زدم .

۲۵ بهمن ماه : وقتی دیگران باهام حرف میزنن با آقو و آقخخخخخخخخ جوابشون رو میدم .

۳۰ بهمن ماه : وقتی خودم رو توی آینه دیدم اولش حسودیم شد چونکه مامانی یه نی نیه دیگه رو بغل کرده بود ولی بهدش فهمیدم که اون نی نی هه خودمم .

****

هفته پیش دوست خوبم شقایق خانم گل بدنیا اومد .

نی نیه خاله دریا رو میگم .

وزنش :۳۵۰۰ گرم

قدش : ۵۰ سانتی متر

دنیا اومدنت رو تبریک میگم خانم گل

****

امروز روز ۱۰ اسفندماه با مامانی و باباهی رفتیم پیش آقای دکتر جلالیان

وزنم شده : ۴۹۰۰ گرم

و

قدم : ۵۵ سانتی متر

فعلا خدافظ 


نوشته شده در جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 01:37 توسط : رادین درانی