سلام به همه دوستای گلم

سال نو به همتون مبارک  امیدوارم سال خوبی داشته باشید

خنده اول سال 86

خانواده به من میگن علیمردان خان مثل بابایی حالا چرا ؟! خوب نگا كنین

علیمردان خان

اینم عكس من و خواهر دوقلوم نیلوفر

من و نیلوفر

خوب من پسرم دیگه ٬ نگا كنین رفتم رو درخت 

من گیلاسم !!!

رادین فوتبالیست

به كفشام دقت كنین !!!

چهارشنبه سوری باباهی منو از روی آتیش پروند زردی من رو به آتیش تحویل دادو از آتیش سرخی تحویل گرفت .

برای تحویل سال  من کلی خوابم میومد همش سرم میافتاد و ایستاده میخوابیدم ولی باباهی و مامانی کلی زحمت کشیدن و منو بیدار نگه داشتن که اولین سال تحویل سه نفرمون رو بیدار بمونم  بعد از سال تخویل بابایی به من و مامانی دشت اول سال دادش .

بعدش هم رفتیم خونه مادرجون و مادر جون بهم یه تاب عیدی داد و عمو و زن عمو جون هم بهم یه ساعت دیواری قشنگ و یه قاب عکس هدیه دادن . بعد از اون رفتیم خونه مامان زری و بابا رضا و از اونها یه کارت پستال قشنگ به همراه بیست هزار تومان پول عیدی گرفتم . دایی پژمان هم یه پتو برای نوجوانیم بهم داد .

و یه شیرینكاری كه از روز دوم سال ۱۳۸۶ یاد گرفتم :

دیگه وقتی مامانی یا بابایی زیر بازوم رو نگه میدارن میشینم و پا میشم


نوشته شده در شنبه ۰۴ فروردین ۱۳۸۶ و ساعت 14:33 توسط : رادین درانی