سلام سلام

 

سلام

 

میدونم كه خیلی دیر اومدم ولی مشغله زندگی زیاده Smiley

توی این تقریبا دوماه من دیگه یاد گرفتم مبل رو بگیرم و وایسم

من وایمیسم !!!

سوار فیلم میشم

سلام فیله !!!

ماشین بازی میكنم

رادین و ماشین

باخودم توی آینه دماغ بازی میكنم

رادین در آینه

مامانی غافل بشه از مبل میپرم پایین

رادین آویزون شده

نیلوفر خواهر دوقلوم رو میخورم

من و نیلوفر بعد از 6 ماه

كلاه گیسم قشنگه !؟!

رادین با كلاه گیس

مامانی كمربند كریر رو نبنده فوری میام بیرون

رادین در بیرون كریر

دیگه قشنگ میشینم توی لگن آب بازی

رادین در لگن

 

***

نكته ۱ - تا حالا یكبار مامانجی موهام رو كوتاه كرده .

نكته ۲ - آهنگ میشنوم با حركات موزون دست و سر و چرخش مچ نانای میكنم .

نكته ۳ - علاقه زیادی به ایستادن دارم . تا میبینم جایی رو میشه گرفت میگیرم و وایمیسم .

نكته ۴ - علاقه زیادی به كشتی گرفتن با بابایی دارم .

***

خاطره ۱ - یك روز صبح بابایی و ماتمانی باصدای جیغ من از خواب پریدن . فكر میكنید چی شده بود ؟!!!هیچی فقط اینجانب از لای نرده های تختم رد شده بودم و سرم به تخت گیركرده و بنده آویزون شده بودم .

خاطره ۲ - فردای همانروز بابایی مامانی رو صدا كرد و گفت بیاین شازده پسر رو ببینید !!! تصور میكنید مامانی چی دید ؟ نه !!! بنده توی تختم ایستاده بودم و عروسكای موزیكال بالای تختم رو از جا كنده و مشغول خوردنش بودم .

خاطره ۳ - اگه ببینم مامانیم داره میره سركار دنبالش گریه میكنم . یه روز صبح مامانی پاورچین پاورچین از در خونه رفت بیرون و خوشحال از اینكه من بیدار نشدم و گریه نكردم .... یهو یادش افتاد كه چیزی جا گذاشته همچین كه در رو باز كرد دیدش من ذوق كنان از برگشت مادر از جا پریدم ....

***

راستی ۱۶ شهریور تولد باباهی مهربون بودش

باتاخیر تولد باباهی مهربون رو تبریك میگم

 

تفلد باباهی مهربون

***

 

درست در سن هشت ماهگی اینجانب دوتا دندون كوچولو در فك پایینم درآوردم Smiley

ماه گذشته وزن من یه تكونی خوردش !!!

وزن من در هشت ماهگی : ۸ كیلو و ۱۰۰ گرم

قد من در هشت ماهگی : ۶۸ سانتی متر

 

خدافظ