سلام .

اولا که باید بگم مامانی خیلی دوست دارم .

شنیدم امروز همه نینی ها به ماماناشون روز مامانو تبریک میگن گفتم منم جا نمونم چون فک کنم من مامانمو از همه دنیا بیشتر دوست دارم.

گفته بودم که شبها با اجازه عمو لک لک از لوله بخاری میام پایین به مامان بابام سر میزنم اما نمیدونم چرا وقتی از لوله رفتم پایین و یه کم تو لوله بخارس یر و صدا کردم مامانی ترسید و فک کرد من سوسکم تو لوله بخاری. باشه مامانی حالا من سوسکم؟ Smiley

تازشم عمو لک لک میگه چند روز دیگه بیشتر رو پشت بوم نیستی و میری تو کالبدت تو شیکم مامانی. دیگه کم کم مامانی باید لباس دو نفره واسه من و خودش بخره و شکمو بازیایه من ۲ برابر میشهSmiley

چن روز دیگه هم قراره مامانی بره یه آزمایش سه بعدی بده تا بفهمه من دخترم یا پسرم. عمو لك لك میگفت اگه جوراب آبی پام باشه پسرم و اگه صورتی باشه دخترم.

اگه منم كه از هر كدوم یه لنگه میپوشم تا نفهمنSmiley

مامانی بازم میگم خیلیل دوستت دارم تازشم بدو حاضر شو به بابایی گفتم واسه امشب ببرتمون رستوران. بدو دهنم آب افتادSmiley


نوشته شده در یكشنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۵ و ساعت 22:22 توسط : رادین درانی