سلام به همه خاله ها و عموهایی که لطف دارن و به من مرتب سر میزنن

دیروز من و بابا و مامان رفتیم عکاسی که هم از من فیلم بگیرن و هم عکس

اینم یه عکس از من که دارم دولپی غذا میخورم

آقای دکتر داشت از من فیلم میگرفت که بابائی بهش گفت :

آقای دکتر صورتش هنو به حد کافی کامل نشده ها ؟!!

آقای دکتر گفت : بله آقا اگه دنبال سبیلش میگردین ٬ هنو در نیومده !!

بعدش مامانی زد زیر خنده و برا همین قسمتی از فیلم من موجدار شدش!!!

یه جای دیگه هم آقای دکتر میگفت :

الان بچه شما شبیه ET و سایر موجودات فضائیه !!!

میگفت كه من صورت كاملم توی هفته ۲۸ معلوم میشه ٬

بعدشم كه یه سری عكس از سایر نی نی های دیگه محض تبلیغات نشون داد

كه بابا و مامان رو وسوسه كنه كه هفته ۲۸ هم یه ۴۰ تومن دیگه پیاده شن !!!

راستی یادم رفت بگم كه من الان دقیقا ۱۸ هفته دارم .

مامان وقتی فیلم منو دید گفت نگا كنین مثل تارزان از بند ناف گرفته و داره پرواز میكنه

آخه من یه دستم رو به بند ناف گرفته بودم و با دوتا پاهام داشتم لگد میزدم

تازشم با اونیكی دستم داشتم دولپی یه چیزایی میخوردم

خلاصه نمایشی اجرا كردم كه همه كلی خوششون اومد

جورابمم كه آبی آبی بود ٬ اینو آقای دكتر گفتش

بعدش بابا و مامان تصمیم گرفتند بریم سینما

تو راه سینما بابایی دائم شعرای عشقولانه برای من میخوند :

مثلا : پسرم !پسرم ! یا یه پسردارم شا نداره و ....

مامان هم همش میخندید

بعدشم بردنم سینما و اونجا كلی كیت كت و چیپس و پفیلاو ساندیس خوردیم !!!

شبش هم رفتیم خونه مامان بزرگ و بابا بزرگ فیلمم رو اونا هم دیدن و اونا هم كلی

از خودشون برای من عشقولانه در كردند

امروز هم قراره بریم خونه مامان بزرگ و عمه ملیكا تا اونا هم شیرین كاریای منو ببینن

خوب دیگه زیاده عرضی نیس

باید بریم حاضر شیم

قربان همه شما

           بای بای


نوشته شده در جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۸۵ و ساعت 17:38 توسط : رادین درانی